![]() |
![]() |
|
| خداوندا ظهور آقا و ارباب و امام زمان ماحضرت مهدی(ع) را برسان آمین |
|
بسم الله الرحمان الرحیم خدایا ظهورآقا و ارباب و امام زمان ما حضرت مهدی(ع) را برسان آمین
"بسياري از ياران امام عصر ايراني هستند حجتالاسلام محمدي ديناني گفت: در احاديث تعداد بسياري از ياران امام عصر از ايران عنوان شده است؛ بهطوريكه در حديثي از امام علي (ع) بيش از 60 نفر از ياران صاحبالزمان (عج)، ايراني خوانده شدهاند. حجتالاسلام محسن محمدي ديناني، مدرس دانشگاه در گفتوگو با فارس، تعداد ياران خاص امام زمان (عج) را 313 نفر عنوان كرد و گفت: در احاديث مختلفي تعداد ياران امام (ع) هنگام ظهور ايشان در مكه به تعداد اصحاب جنگ بدر يعني 313 نفر است. تعداد اين احاديث بهقدري است كه به «تواتر معنوي» ميرسد. در اين روايات، ياران امام (عج) از سراسر عالم هستي به ايشان ميپيوندند، اما بيشترين آنها در مشرقزمين هستند. وي ادامه داد: در احاديث ديگري تعداد بسياري از ياران امام (عج) از ايران عنوان شده است، بهطوريكه در حديثي از امام علي(ع) بيش از 60 نفر از ياران امامزمان، ايراني خوانده شدهاند. همچنين در احاديث ديگري بيشترين ياران ايشان از «طالقان» عنوان شده است كه البته اين منطقه را جايي در «خراسان بزرگ» قلمداد ميكنند و با طالقان امروزي متفاوت است. محمدي ديناني با بيان اين نكته كه برخي معتقدند در بين هسته اوليه سپاه امام، زنان نيز حضور دارند، گفت: در برخي از روايات 13 نفر و در برخي ديگر 50 نفر زن نيز جزو 313 يار خاص امام ذكر شده است كه گويا وظيفهشان مداواي مجروحان است. در روايات متفقالقول، از جبرئيل به عنوان اولين كسي كه با امام بيعت ميكند، ياد شده است. ضمن اينكه نام تعدادي از اصحاب ايشان كه حضورشان در بين 313 نفر قطعي بهنظر ميرسد، نيز آمده است. از جمله اين افراد ميتوان به اصحاب كهف، ابودجانه انصاري، سلمان و مالك اشتر اشاره كرد. اين استاد دانشگاه با اشاره به حديثي از امام صادق (ع) مقرّ حكومت ايشان را كوفه بيان كرد و افزود: امام صادق (ع) ميفرمايد: گويا امام قائم (عج) را بر بالاي منبر كوفه ميبينم كه يارانش به تعداد جنگاوران مسلمان جنگ بدر، اطرافش را فرا گرفتهاند. اين ياران پرچمداران و حاكمان بر مردم در زمين از جانب خدا هستند. وي ادامه داد: البته بايد توجه داشت تعداد 313 نفر، اصحاب خاص امام هستند كه هركدام فرماندهي لشگر خاصي را بر عهده دارند. چنانچه از برخي احاديث نيز چنين برميآيد كه جمعيت لشگر اوليه امام بالغ بر 10هزار نفر است.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 15:39 |
|
|
بسم رب الشهدا والصدیقین خدایا ظهور امام وآقا و ارباب ما حضرت مهدی(ع) را برسان آمین
"تواضع و فروتنی منابع مقاله: اخلاق در قرآن جلد دوم ، مکارم شیرازی، ناصر؛
اشاره ناگفته پیداست که تواضع و فروتنی نقطه مقابل تکبر و فخرفروشی است و جدا سازی بحثهای کامل این دو از یکدیگر مشکل یا غیر ممکن است و لذا هم در آیات و روایات اسلامی و هم در کلمات بزرگان اخلاق این دو به یکدیگر آمیخته شده است، نکوهش از یکی ملازم تمجید و ستایش از دیگری است و ستایش از یکی همراه با نکوهش از دیگری میباشد، درست مثل اینکه بحثهای مربوط به ستایش و تمجید از علم جدای از نکوهش از جهل نیست و نکوهش از جهل همراه ستایش علم است. با این حال مفهوم این سخن آن نیست که ما بحثهای مربوط به تواضع را نادیده گرفته و به آنچه در بحث زشتی تکبر و استکبار گفتیم بسنده کنیم. بخصوص اینکه نسبتبین تکبر و تواضع به اصطلاح نسبت میان ضدین است نه وجود و عدم. هم تکبر یک صفت وجودی است و هم تواضع و هر دو در مقابل یکدیگر قرار دارند، نه از قبیل وجود و عدم که سخن از یکی الزاما همراه با نفی دیگری باشد. در روایات اسلامی نیز به این معنی اشاره شده است از جمله از علی(ع) میخوانیم: «ضادوا الکبر بالتواضع; به وسیله تواضع با تکبر که ضد آن است مقابله کنید». (1) با این اشاره به قرآن باز میگردیم و آیات مربوط به مساله تواضع را گلچین کرده، مورد بررسی قرار میدهیم(هر چند آیاتی که به کنایه یا به ملازمه به آن اشاره میکند بیش از اینها است). 1- یایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه اذلة علی المؤمنین اعزة علی الکافرین... (سورهمائده،آیه54) 2- و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجهلون قالوا سلاما (سورهفرقان،آیه63) 3- واخفض جناحک لمن اتبعک من المؤمنین (سورهشعراء،آیه215) ترجمه 1- ای کسانی که ایمان آوردهاید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد(به خدا زیانی نمیرساند;) خداوند به زودی جمعیتی را میآورد که آنها را دوست دارد و آنان(نیز) او را دوست دارند; در برابر مؤمنان متواضع، در برابر کافران سرسخت و نیرومندند. 2- بندگان(خاص خداوند) رحمان، کسانی هستند که با آرامش و بی تکبر بر زمین راه میروند; و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند(و سخنان نابخردانه گویند)، به آنها سلام میگویند(و با بی اعتنایی و بزرگواری میگذرند). 3- (ای پیامبر) بال و پر خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی میکنند بگستر(و نسبتبه آنها تواضع و مهربانی کن). تفسیر و جمعبندی در نخستین آیه مورد بحثسخن از گروهی از مؤمنان به میان آمده که مشمول فضل و عنایات الهی هستند هم خدا را دوست میدارند و هم محبوب پروردگارند. یکی از اوصاف بارز آنها این است که در برابر مؤمنان متواضعند: (اذلة علی المؤمنین) و در برابر کافران نیرومند و قوی هستند (اعزة علی الکافرین). «اذلة» جمع «ذلول» و «ذلیل» از ماده «ذل» (بر وزن حر) در اصل به معنی نرمی و ملایمت و تسلیم است در حالی که «اعزة» جمع «عزیز» از ماده «عزة» به معنی شدت است، حیوانات رام را «ذلول» میگویند چون ملایم و تسلیمند و «تذلیل» در آیه ذللت قطوفها تذلیلا اشاره به سهولت چیدن میوههای بهشتی است. گاه ذلت در مواردی به کار میرود که معنی منفی دارد و آن در جایی است که از سوی غیر به انسان تحمیل میشود وگرنه در ماده این لغت مفهوم منفی ذاتا وجود ندارد(دقت کنید). به هر حال آیه فوق دلیل روشنی بر اهمیت تواضع و عظمت مقام متواضعین است، تواضعی که از درون جان انسان برخیزد و برای احترام به مؤمنی از مؤمنان و بندهای از بندگان خدا باشد. در دومین آیه باز اشاره به اوصاف برجسته و فضائل اخلاقی گروهی از بندگان خاص خداست که در طی آیات سوره فرقان از آیه63 تا آیه 74 دوازده فضیلتبزرگ برای آنها ذکر شده است و جالب اینکه نخستین آنها همان صفت تواضع است، این نشان میدهد همان گونه که «تکبر» خطرناکترین رذائل است، تواضع مهمترین یا از مهمترین فضائل میباشد، میفرماید: «بندگان خاص خداوند رحمان کسانی هستند که با آرامش و بی تکبر بر زمین راه میروند» (و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا) «هون» مصدر است و به معنی نرمی و آرامش و تواضع است و استعمال مصدر در معنی اسم فاعل در اینجا به خاطر تاکید است، یعنی آنها چنان آرام و متواضعند که گویی عین تواضع شدهاند و به همین دلیل در ادامه آیه میفرماید: «و اذا خاطبهم الجهلون قالوا سلاما; و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند(و سخنان نابخردانه گویند)، به آنها سلام میگویند(و با بی اعتنایی و بزرگواری میگذرند)». و در آیه بعد از آن سخن از تواضع آنها در برابر ذات پاک خداست میفرماید: «والذین یبیتون لربهم سجدا و قیما; آنها کسانی هستند که شبانگاه برای پروردگارشان سجده و قیام میکنند(و به بندگی و عبادت میپردازند)». «راغب» در کتاب «مفردات» میگوید: «هون» دو معنی دارد یکی از آنها خضوع و نرمشی است که از درون جان انسان بجوشد که این شایسته ستایش است(سپس به آیه مورد بحث اشاره میکند) و در حدیث نبوی آمده است المؤمن هین لین. (2) دوم خضوع و تذللی است که از سوی دیگری بر انسان تحمیل شود و او را خوار کند. ناگفته پیداست که منظور از الذین یمشون علی الارض هونا این نیست که فقط راه رفتن آنها متواضعانه است، بلکه منظور نفی هرگونه کبر و خودخواهی است که در تمام اعمال انسان و حتی در کیفیت راه رفتن که سادهترین کار است آشکار میشود، زیرا ملکات اخلاقی همیشه خود را در لا به لای گفتار و حرکات انسان نشان میدهند تا آنجا که در بسیاری از مواقع از چگونگی راه رفتن انسان میتوان به بسیاری از صفات اخلاقی او راه برد. آری عباد الرحمن (بندگان خاص خدا) نخستین نشانشان همان تواضع است، تواضعی که در تمام ذرات وجودشان نفوذ کرده و حتی در راه رفتن آنها آشکار است و اگر میبینیم خداوند در آیه37 سوره اسراء به پیامبرش دستور میدهد «و لاتمش فی الارض مرحا; روی زمین با تکبر راه مرو» منظور فقط راه رفتن نیستبلکه هدف، تواضع در همه کار است که نشانه بندگی و عبودیتخداست. در سومین آیه روی سخن رابه پیامبر(ص) کرده،میفرماید:«بال و پر خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی میکنند پایین بیاور و(تواضع و محبت کن); واخفض جناحک لمن اتبعک من المؤمنین» «خفض» بر وزن «خشم» در اصل به معنی پایین آوردن است و «جناح» به معنی بال میباشد. بنابراین «و اخفض جناح» کنایه از تواضع آمیخته با محبت است، همانگونه که پرندگان هرگاه میخواهند به جوجههای خود اظهار محبت کنند بال و پر خود میگسترانند و آنها را زیر بال و پر میگیرند تا هم در برابر حوادث احتمالی مصون بمانند و هم از تشتت و پراکندگی حفظ شوند، پیامبر اسلام(ص) نیز مامور بود بدین گونه مؤمنان را زیر بال و پر خود بگیرد! این تعبیر بسیار ظریف و پر معنی نکات مختلفی را در عبارت کوتاهی جمع کرده است. جایی که پیامبر مامور به تواضع آمیخته با محبت در برابر مؤمنان باشد تکلیف افراد امت روشن است چرا که پیغمبر سرمشق و الگو و «اسوه» برای همه امت است. شبیه همین تعبیر در آیه 88 سوره حجر نیز آمده است آنجا که میفرماید: واخفض جناحک للمؤمنین که باز مخاطب در آن شخص پیامبر است و مامور میشود برای مؤمنان «خفض جناح» و تواضع آمیخته با محبت داشته باشد. شبیه این تعبیر با اندک تفاوتی در مورد فرزندان در مقابل پدران و مادران در سوره «اسراء» آمده، آنجا که میفرماید: «واخفض لهما جناح الذل من الرحمة; بالهای خود را در برابر آن دو(پدر و مادر) از محبت و لطف فرود آر(و تواضعی آمیخته با احترام و محبت در برابر آنان داشته باش)». از مجموع آنچه در آیات فوق آمده به خوبی استفاده میشود که قرآن مجید نه تنها تکبر و استکبار را مورد مذمت قرار داده، بلکه نقطه مقابل آن یعنی تواضع و فروتنی را با تعبیرات گوناگون مورد تمجید قرار داده است. تواضع و فروتنی در روایات اسلامی در منابع شیعه و اهل سنت احادیث فراوانی در مورد تواضع به چشم میخورد که بعضی در باره اهمیت تواضع است و بعضی در باره علامت و آثار متواضعان و یا ثمره تواضع و حد و آداب آن میباشد. در اهمیت تواضع تعبیرات بسیار جالبی در روایات آمده: 1- در حدیثی از رسول خدا(ص) میخوانیم: روزی فرمود: «مالی لااری علیکم حلاوة العبادة؟! قالوا و ما حلاوة العبادة؟ قال التواضع!; چه میشود که شیرینی عبادت ر در شما نمیبینم؟ عرض کردند: شیرینی عبادت چیست؟ فرمود: تواشع است!» (3) ناگفته پیداستحقیقت عبادت نهایتخضوع در برابر پروردگار است. کسی که شیرینی خضوع و تواضع در برابر خدا را دریابد در برابر خلق خدا نیز متواضع است. 2- در حدیث دیگری از امیرمؤمنان(ع) آمده است: «علیک بالتواضع فانه من اعظم العبادة; بر تو باد تواضع که از برترین عبادات است». (4) 3- از امام حسن عسکری(ع) نقل شده است که فرمود: «التواضع نعمة لایحسد علیها; تواضع نعمتی است که سبب حسادت دیگران نمیشود». (5) معمولا هر نعمتی نصیب انسان میشود مزاحمتهای حسودان افزوده میگردد و گاه این حسادت چنان فضای زندگی را تنگ میکند که زندگی بر صاحب نعمت مشکل میشود، ولی تواضع از این قاعده کلی مستثنی است، نعمتی است که حسادت حسودان را برنمیانگیزد. این بحث دامنهدار را با حدیث دیگری از نبی اکرم(ص) پایان میدهیم: 4- «یباهی الله تعالی الملائکة بخمسة: بالمجاهدین، والفقراء، والذین یتواضعون لله تعالی، والغنی الذی یعطی الفقراء و لایمن علیهم، و رجل یبکی فی الخلوة من خشیة الله عز و جل; خداوند به پنج دسته از انسانها به فرشتگان مباهات میکند: مجاهدان(راه خدا)، فقرا(و نیازمندانی که دین خود را به دنیا نمیفروشند) و آنها که به خاطر خدا تواضع میکنند و ثروتمندانی که بی منتبه مستمندان کمک مینمایند و کسی که در خلوت از خوف خدا گریه میکند!» (6) در باره ثمرات و آثار مثبت تواضع نیز روایات فراوانی از معصومین به ما رسیده است که چند حدیث پر معنی را در ذیل میآوریم: در حدیثی از امام امیرالمؤمنین(ع) میخوانیم: «ثمرة التواضع المحبة و ثمرة الکبر المسبة!; میوه درخت تواضع محبت است و میوه(شوم) تکبر دشنام و ناسزاگویی مردم است!» (7) در حدیث دیگری از همان حضرت آمده است: «بخفض الجناح تنتظم الامور!; با تواضع و محبت کارها نظم و سامان مییابد!» (8) روشن است که نظم جامعه جز در سایه همکاری و همدلی حاصل نمیشود و همکاری و همدلی مردم در صورتی ممکن است که شخص مدیر نخواهد خود را بر آنها تحمیل کند و یا فخرفروشی کند و خود را برتر از دیگران قلمداد نماید، همیشه مدیرانی موفق هستند که در عین قاطعیت متواضع و پر محبتباشند. در حدیث دیگری از رسول خدا(ص) میخوانیم: «التواضع لایزید العبد الا رفعة فتواضعوا یرفعکم الله!; تواضع جز بزرگی بر انسان نمیافزاید پس تواضع کنید تا خداوند شما را بلند مقام سازد!». (9) گاه چنین تصور میشود که تواضع انسان را کوچک میکند در حالی که این یک برداشتسطحی و نادرست است، همواره میبینیم افراد متواضع در جامعه مورد احترام و دارای عظمت و شخصیت هستند و تواضع بر منزلت آنها میافزاید. از احادیث اسلامی استفاده میشود که تواضع شرط قبولی عبادات و طاعات است، از جمله در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است: «التواضع اصل کل خیر نفیس و مرتبة رفیعة... و من تواضع لله شرفه الله علی کثیر من عباده... و لیس لله عز و جل عبادة یقبلها و یرضیها الا و بابها التواضع، و لایعرف ما فی معنی حقیقة التواضع الا المقربون المستقلین بوحدانیته، قال الله عز و جل و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما...; تواضع ریشه هر کار نیک و با ارزش است و مقام والایی است... و هر کس برای خدا تواضع کند خداوند او را بر بسیاری از بندگانش شرافت میبخشد... و هیچ عبادتی برای خدا مورد رضا و قبول نخواهد بود مگر اینکه باب آن تواضع است و حقیقت تواضع را جز مقربانی که مستقل در وحدانیتخداوندند درک نمیکنند، خداوند عز و جل میفرماید: بندگان خداوند رحمان کسانی هستند که در زمین با تواضع راه میروند و هنگامی که جاهلان آنها را(با سخنان نامناسب) خطاب کنند، به آنها سلام میگویند(و با بی اعتنایی میگذرند).» (10) این سخن را با حدیثی که از حضرت مسیح(ع) نقل شده است پایان میدهیم. فرمود: «بالتواضع تعمر الحکمة لابالتکبر، کذلک فی السهل ینبت الزرع لا فی الجبل!; به وسیله تواضع، مزرعه علم و دانش آباد میشود نه با تکبر، همان گونه که زراعت در زمین نرم و هموار میروید نه بر روی کوه!» (11) کوتاه سخن اینکه: تواضع هم در زندگی علمی و فرهنگی انسان اثر میگذارد(چرا که افراد متکبر به خاطر تکبرشان از رسیدن به حق محجوبند) و هم در زندگی اجتماعی(چرا که افراد متواضع از محبوبیت فوقالعادهای در اجتماع بهره میگیرند و همه مردم برای آنها احترام خاصی قائلند) و هم در رابطه انسان با خدا مؤثر است چرا که روح عبادت، تواضع و کلید قبولی آن فروتنی است. در مورد نشانههای تواضع نیز روایات جالبی در منابع اسلامی وارد شده است، در حدیثی از امام علی بن ابی طالب(ع) میخوانیم: «ثلاث هن راس التواضع: ان یبدء بالسلام من لقیه، و یرضی بالدون من شرف المجلس، و یکره الریا و السمعة; سه چیز است که سرآغاز تواضع است: نخست اینکه انسان هر کس را ببیند ابتدا به او سلام کند و در پایین مجلس بنشیند و تظاهر ریا و سمعه را ناخوش دارد.» (12) در بعضی از روایات نشانههای دیگری نیز بر آن افزوده شده است، از جمله: ترک «مراء» و «جدال» یعنی انسان به خاطر برتریجویی با دیگری بحث نکند و دیگر عدم علاقه به اینکه مردم او را بستایند. (13) 1- تعریف تواضع «تواضع» از ماده «وضع» در اصل به معنی فرونهادن است، این تعبیر در مورد زنان باردار که مولود خود را به دنیا میآورند به عنوان وضع حمل گفته میشود و در مورد خسارت و زیان کرد و کمبود تعبیر «وضیعة» به کار میرود و هنگامی که به عنوان یک صفت اخلاقی گفته میشود مفهومش این است که انسان خود را پایینتر از آنچه موقعیت اجتماعی اوست قرار دهد، به عکس تکبر که مفهومش برتریجویی و قرار دادن خویشتن برتر از موقعیت فردی و اجتماعی اوست. بعضی از ارباب لغت «تواضع» را به معنی «تذلل» تفسیر کردهاند و منظور از تذلل در اینجا خضوع و فروتنی و تسلیم است. مرحوم نراقی در «معراج السعادة» در تعریف تواضع میگوید: «تواضع عبارت است از شکسته نفسی که نگذارد آدمی خود را بالاتر از دیگری ببیند و لازمه آن کردار و گفتار چندی است که دلالتبر تعظیم دیگران و اکرام ایشان میکند». (14) تعبیر به «فروتنی» در فارسی دقیقا همین معنا را میرساند و این مساله از خلال گفتار و رفتار انسانها نمایان میشود. در حدیثی از امام علی بن موسی الرضا(ع) میخوانیم، سؤال کردند: «ما حد التواضع الذی اذا فعله العبد کان متواضعا؟ فقال: التواضع درجات منها ان یعرف المرء قدر نفسه فینزلها منزلتها بقلب سلیم لایحب ان یاتی الی احد الا مثل ما یؤتی الیه، ان رای سیئة دراها بالحسنة، کاظم الغیظ، عاف عن الناس، و الله یحب المحسنین; حد تواضع که اگر انسان آن را انجام دهد متواضع محسوب میشود چیست؟ فرمود: تواضع درجات و مراحلی دارد: یکی از مراحل آن این است که انسان قدر و موقعیت نفس خویش را بداند و در همان جایگاه با قلب سلیم(و پذیرش درونی) جای دهد، دوست نداشته باشد کاری در باره کسی انجام دهد مگر همانند کارهایی که در باره او انجام میدهند(همان گونه که انتظار احترام از دیگران دارد باید دیگران را محترم بشمارد و هر کاری را از سوی دیگران دون شان خود میشمرد در باره دیگران دون شان بشمر.)» هرگاه بدی از کسی ببیند آن را با نیکی پاسخ دهد، خشم خود را فروبرد، از گناهان مردم درگذرد و آنها را مورد عفو قرار دهد، خداوند نیکوکاران را دوست دارد.» (15) آنچه در این روایت پرمحتوا آمده، در واقع نشانههای تواضع است که از طریق آن میتوان به تعریف تواضع نیز آشنا شد. در حدیث دیگری از امام باقر(ع) میخوانیم: «التواضع الرضا بالمجلس دون شرفه و ان تسلم علی من لقیت و ان تترک المراء و ان کنت محقا; تواضع آن است که به کمتر از جایگاه شایسته خود در مجلس قانع باشی و هرگاه کسی را ملاقات کردی در سلام پیشی بگیری و جر و بحث را رها کنی هر چند حق با تو باشد.» (16) حقیقت این است که تعریف تواضع از نشانههای آن جدا نیست; چرا که یکی از بهترین راههای تعریف یک موضوع، ذکر نشانههای گوناگون آن است(دقت کنید.) 2- تواضع و کرامت انسان! معمولا در این گونه مباحثبعضی راه افراط را در پیش میگیرند و بعضی راه تفریط، مثلا بعضی تصور میکنند حقیقت تواضع آن است که انسان خود را در برابر مردم خوار و بی مقدار کند و اعمالی انجام دهد که از نظر مردم بیفتد و نسبتبه او سوء ظن پیدا کنند، آن گونه که در حالتبعضی از صوفیه نقل شده است که هنگامی که در یک منطقه به خوشنامی معروف میشدند مرتکب اعمال زشت و قبیحی میشدند تا از نظر بیفتند، مثلا به بی بند و باری در عبادات و خیانت در امانت مردم معروف شوند و مردم آنها را رها کنند و شاید این کار را نوعی تواضع و ریاضت نفس میپنداشتند. اسلام اجازه نمیدهد کسی به نام تواضع، خود را تحقیر کند و در نظرها سبک و موهون سازد و کرامت انسانی خویش را پایمال کند، مهم این است که در عین تواضع، شخصیت اجتماعی انسان ضایع نشود و خوار و ذلیل و بی مقدار نگردد. اگر تواضع به صورت صحیح انجام شود نه تنها چنین اثری نخواهد داشتبلکه به عکس ارزش او در جامعه بالاتر میرود. به همین دلیل در روایات اسلامی از امیرمؤمنان علی(ع) آمده: «بالتواضع تکون الرفعة; تواضع انسان را بالا میبرد!» (17) مرحوم «فیض کاشانی» - رضوان الله علیه - تحت عنوان غایة الریاضة فی خلق التواضع میگوید: این فضیلت اخلاقی مانند سایر صفات اخلاقی دارای طرف افراط و تفریط و حد وسط است، حد افراط «تکبر» و حد تفریط «پذیرش ذلت و پستی» و حد وسط «تواضع» است. آنچه صفت فضیلت محسوب میشود و قابل ستایش است همان کوچکی کردن بدون پذیرش پستی و ذلت است، سپس به ذکر مثالی در اینجا میپردازد. میگوید: کسی که سعی دارد بر اقران و امثال خود برتری جوید و آنها را پشتسر اندازد متکبر است و کسی که خود را بعد از آنها قرار میدهد متواضع است، ولی اگر پارهدوزی بر دانشمند بزرگی وارد شود او از جای خود برخیزد و او را به جای خود بنشاند و کفش او را بردارد و پیش پای او جفت کند و تواضعی در(حد یک عالم بزرگ) نسبتبه او روا دارد، این تواضع نیست، نوعی تذلل محسوب میشود، این امر قابل ستایش نیست، چیزی شایسته ستایش است که در حد اعتدال باشد و حق هر کس را نسبتبه او ادا کند، در برابر عالم به گونهای و در برابر افراد دیگر به گونه دیگر. (18) پینوشتها: 1- تصنیف غررالحکم، شماره 5148، صفحه249 و شرح غررالحکم، صفحه 232، شماره 5920. 2- کنزالعمال، حدیث 690. 3- تنبیه الخواطر(مطابق نقل میزان الحکمه، جلد 4، حدیث 21825); محجة البیضاء، جلد6، صفحه 222. 4- بحارالانوار، جلد 72، صفحه119، حدیث 5. 5- تحف العقول، صفحه363. 6- مکارم الاخلاق، صفحه 51. 7- غررالحکم، 4614 -4613. 8- غررالحکم، 4302. 9- کنزالعمال،5719. 10- بحارالانوار، جلد 72، صفحه 121. 11- همان مدرک، جلد 2، صفحه 62. 12- کنزالعمال، حدیث8506. 13- اصول کافی، جلد 2، صفحه 122، حدیث6. 14- معراج السعادة، صفحه 300. 15- کافی، جلد 2، صفحه 124. 16- بحارالانوار، جلد 75، صفحه176. 17- فهرست موضوعی غرر، جلد7، صفحه 405(چاپ دانشگاه تهران). 18- المحجة البیضاء، جلد6، صفحه 271(با کمی تلخیص)."[1]
[1] منبع مطلب(منبع وبلاگ): http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?LanguageID=1&id=4891&SubjectID=4319 (آن منبعی که تقریبا ابتدای مقاله ذکر شده در خود مقاله که از منبع بنده آوردم آمده است و بنده برای اینکه از مقاله نکاهم و عینا ذکر کنم آوردم منبع(منبع مطلب) که بنده از ان نقل کردم در بالا آمده است)
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 19:36 |
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم خدايا ظهور آقا و ارباب و امام زمان ما حضرت مهدي(ع) را برسان آمين
"كساني منتظر فرج هستند كه... هر دقيقه اى كه مى گذرد جايگزين و عوض ندارد، از دست رفته و گذشته است و ديگر برنمى گردد. اى كاش اگر خانه و درِ خانه را نمى دانيم، كوچه را مى دانستيم.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 1:16 |
|
|
بسم رب الشهدا والصدیقین خدایا ظهور امام وآقا و ارباب ما حضرت مهدی(ع) را برسان آمین
"جايگاه عرفان در قرآن چيست؟ در عرفان چند مطلب اساسي داريم. اول اينكه عرفان علم حصولي (كه از راه تحصيل به دست آيد) نيست بلكه قسمت عمده آن از راه تهذيب و تزكيه نفس به دست ميآيد. آنجا كه ذات اقدس اله فرمود ”يُعَلّمُهُمُ الكِتابَ والْحِكْمَةَ ويُزكّيهِمْ“(١) بخش اول مربوط به فقه، اصول، حكمت و امثال اينها است و بخش دوم يعني يُزكّيهمْ مربوط به عرفان است. اگر كسي آينه جان را شفاف كند و بفهمد اين آينه را به كدام سمت بچرخاند، اسرار عالم در آينه وجودش ميتابد و به آنها پيميبرد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 1:26 |
|
|
بسم رب الشهدا والصدیقین
خدایا ظهور امام وآقا و ارباب ما حضرت مهدی(ع) را برسان آمین
زندگينامه شهيد بزرگوارسيد مرتضي آويني "شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطهی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانشجوی معماری وارد دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر میسرود داستان و مقاله مینوشت و نقاشی میکرد تحصیلات دانشگاهیاش را نیز در رشتهای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورتهای انقلاب به فیلمسازی پرداخت: "حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکدهی هنرهای زیبا هستم اما کاری را که اکنون انجام میدهم نباید به تحصیلاتم مربوط دانست حقیر هرچه آموختهام از خارج دانشگاه است بنده با یقین کامل میگویم که تخصص حقیقی در سایهی تعهد اسلامی به دست میآید و لاغیر قبل از انقلاب بنده فیلم نمیساختهام اگرچه با سینما آشنایی داشتهام. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است... با شروع انقلاب تمام نوشتههای خویش را - اعم از تراوشات فلسفی، داستانهای کوتاه، اشعار و... - در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که "حدیث نفس" باشد ننویسم و دیگر از "خودم" سخنی به میان نیاورم... سعی کردم که "خودم" را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد، و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار ماندهام. البته آن چه که انسان مینویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست همهی هنرها این چنین هستند کسی هم که فیلم میسازد اثر تراوشات درونی خود اوست اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آنگاه این خداست که در آثار او جلوهگر میشود حقیر این چنین ادعایی ندارم ولی سعیم بر این بوده است." شهید آوینی فیلمسازی را در اوایل پیروزی انقلاب با ساختن چند مجموعه دربارهی غائلهی گنبد (مجموعهی شش روز در ترکمن صحرا)، سیل خوزستان و ظلم خوانین (مجموعهی مستند خان گزیدهها) آغاز کرد "با شروع کار جهاد سازندگی در سال 58 به روستاها رفتیم که برای خدا بیل بزنیم بعدها ضرورتهای موجود رفتهرفته ما را به فیلمسازی کشاند... ما از ابتدا در گروه جهاد نیتمان این بود که نسبت به همهی وقایعی که برای انقلاب اسلام و نظام پیش میآید عکسالعمل نشان بدهیم مثلاً سیل خوزستان که واقع شد، همان گروهی که بعدها مجموعهی حقیقت را ساختیم به خوزستان رفتیم و یک گزارش مفصل تهیه کردیم آن گزارش در واقع جزو اولین کارهایمان در گروه جهاد بود بعد، غائله ی خسرو و ناصر قشقایی پیش آمد و مابه فیروزآباد، آباده و مناطق درگیری رفتیم... وقتی فیروزآباد در محاصره بود، ما با مشکلات زیادی از خط محاصره گذشتیم و خودمان را به فیروزآباد رساندیم. در واقع اولین صحنههای جنگ را ما در آنجا، در جنگ با خوانین گرفتیم. گروه جهاد اولین گروهی بود که بلافاصله بعد از شروع جنگ به جبهه رفت دو تن از اعضای گروه در همان روزهای او جنگ در قصر شیرین اسیر شدند و نفر سوم، در حالی که تیر به شانهاش خورده بود، از حلقهی محاصره گریخت. گروه بار دیگر تشکل یافت و در روزهای محاصرهی خرمشهر برای تهیهی فیلم وارد این شهر شد: "وقتی به خرمشهر رسیدیم هنوز خونینشهر نشده بود شهر هنوز سرپا بود، اگرچه احساس نمیشد که این حالت زیاد پر دوام باشد، و زیاد هم دوام نیاورد ما به تهران بازگشتیم و شبانهروز پای میز موویلا کار کردیم تا اولین فیلم مستند جنگی دربارهی خرمشهر از تلویزیون پخش شد؛ فتح خون." مجموعهی یازده قسمتی "حقیقت" کار بعدی گروه محسوب میشد که یکی از هدفهای آن ترسیم علل سقوط خرمشهر بود. "یک هفتهای نگذشته بود که خرمشهر سقوط کرد و ما در جستوجوی "حقیقت" ماجرا به آبادان رفتیم که سخت در محاصره بود تولید مجموعهی حقیقت این گونه آغاز شد." کار گروه جهاد در جبههها ادامه یافت و با شروع عملیات والفجر هشت، شکل کاملاً منسجم و به هم پیوستهای پیدا کرد آغاز تهیهی مجموعهی زیبا و ماندگار روایت فتح که بعد از این عملیات تا پایان جنگ به طور منظم از تلویزیون پخش شد به همان ایام باز میگردد. شهید آوینی دربارهی انگیزهی گروه جهاد در ساختن این مجموعه که نزدیک به هفتاد برنامه است چنین میگوید: "انگیزش درونی هنرمندانی که در واحد تلویزیونی جهاد سازندگی جمع آمده بودند آنها را به جبهههای دفاع مقدس میکشاندند وظایف و تعهدات اداری. اولین شهیدی که دادیم علی طالبی بود که در عملیات طریق القدس به شهادت رسید و آخرینشان مهدی فلاحتپور است که همین امسال "1371" در لبنان شهید شد... و خوب، دیگر چیزی برای گفتن نمانده است، جز آن که ما خسته نشدهایم و اگر باز جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد، ما حاضریم. میدانید! زندهترین روزهای زندگی یک "مرد" آن روزهایی است که در مبارزه میگذراند و زندگی در تقابل با مرگ است که خودش را نشان میدهد.” اواخر سال 1370 "موسسهی فرهنگی روایت فتح" به فرمان مقام معظم رهبری تاسیس شد تا به کار فیلمسازی مستند و سینمایی دربارهی دفاع مقدس بپردازد و تهیهی مجموعهی روایت فتح را که بعد از پذیرش قطعنامه رها شده بود ادامه دهد. شهید آوینی و گروه فیلمبرداران روایت فتح سفر به مناطق جنگی را از سر گرفتند و طی مدتی کمتر از یک سال کار تهیهی شش برنامه از مجموعهی ده قسمتی "شهری در آسمان" را به پایان رساندند ومقدمات تهیهی مجموعههای دیگری را دربارهی آبادان، سوسنگرد، هویزه و فکه تدارک دیدند. شهری در آسمان که به واقعهی محاصره، سقوط و باز پسگیری خرمشهر میپرداخت در ماههای آخر حیات زمینی شهید آوینی از تلویزیون پخش شد، اما برنامهی وی برای تکمیل این مجموعه و ساختن مجموعه های دیگر با شهادتش در روز جمعه بیسم فروردین 1372 در قتلگاه فکه ناتمام ماند. شهید آوینی فعالیتهای مطبوعاتی خود را در اواخر سال 1362، هم زمان با مشارکت در جبههها و تهیهی فیلمهای مستند دربارهی جنگ، با نگارش مقالاتی در ماهنامهی "اعتصام" ارگان انجمن اسلامی آغاز کرد این مقالات طیف وسیعی از موضوعات سیاسی، حکمی، اعتقادی و عبادی را در بر میگرفت او طی یک مجموعه مقاله دربارهی "مبانی حاکمیت سیاسی در اسلام" آرا و اندیشههای رایج در مود دموکراسی، رای اکثریت، آزادی عقیده و برابری و مساوات را در نسبت با تفکر سیاسی ماخوذ از وحی و نهجالبلاغه و آرای سیاسی حضرت امام(ره) مورد تجزیه و تحلیل و نقد قرار داد. مقالاتی نیز در تبیین حکومت اسلامی و ولایت فقیه در ربط و نسبت با حکومت الهی حضرت رسول(ص) در مدینه و خلافت امیرمؤمنان(ع) نوشت و اتصال انقلاب اسلامی را با نهضت انبیا علیهمالسلم و جایگاه آن با جنگهای صدر اسلام و قیام عاشوا و وجوه تمایز آن از جنگهایی که به خصوص در قرون اخیر واقع شدهاند و نیز برکات ظاهری و غیبی جنگ و ویژگی رزمآوران و بسیجیان، در زمرهی مطالبی بود که در "اعتصام" منتشر شد. در مضامین اعتقادی و عبادی نیز تحقیق و تفکر میکرد و حاصل کار خویش را به صورت مقالاتی چون "اشک، چشمهی تکامل". "تحقیقی در معنی صلوات" و "حج، تمثیل سلوک جمعی بشر" به چاپ میسپرد. در کنار نگارش این قبیل مقالات، مجموعه مقالاتی نیز با عنوان کلی "تحقیقی مکتبی در باب توسعه و مبانی تمدن غرب" برای ماهنامهی "جهاد"، ارگان جهاد سازندگی، نوشت "بهشت زمینی"، "میمون برهنه!"، "تمدن اسراف و تبذیر"، "دیکتاتوری اقتصاد"، "از دیکتاتوری پول تا اقتصاد صلواتی"، "نظام آموزش و آرمان توسعه یافتگی"، "ترقی یا تکامل؟" و... از جمله مقالات آن مجموعه است. این مقالات بعد از شهادت او با عنوان "توسه و مبانی تمدن غرب" به چاپ رسید این دوره از کار نویسندگی شهید تا سال 1365 ادامه یافت. مقارن با همین سالها شهید آوینی علاوه برکارگردانی و مونتاژ مجموعهی "روایت فتح" نگارش متن آن را بر عهده داشت که بعدها قالب کتابی گرفت با عنوان "گنجینهی آسمانی". او در ماه محرم سال 1366 نگارش کتاب "فتح خون" (روایت محرم" را آغاز کرد و نه فصل از فصول دهگانهی آن را نوشت. اما در حالی که کار تحقیق در مورد وقایع روز عاشورا و شهادت بنیهاشم را انجام داده و نگارش فصل آخر را آغاز کرده بود به دلایلی کار را ناتمام گذاشت. او در سال 1367 یک ترم در مجتمع دانشگاهی هنر تدریس کرد، ولی چون مفاد مورد نظرش برای تدریس با طرح دانشگاه همخوانی نداشت، از ادامهی تدریس صرفنظر کرد. مجموعهی مباحثی که برای تدریس فراهم شده بود، با بسط و شرح و تفسیر بیشتر در مقالهای بلند به نام "تاملاتی در ماهیت سینما" که در فصلنامهی "فارابی" به چاپ رسید و بعد در مقالاتی با عناوین "جذابی در سینما"، "آینهی جادو"، "قاب تصویر و زبان سینما"و... که از فروردین سال 1368 در ماهنامهی هنری "سوره" منتشر شد، تفصیل پیدا کرد. مجموعهی این مقالات در کتاب "آینهی جادو" که جلد اول از مجموعهی مقالات و نقدهای سینمایی اوست. جمعآوری و به چاپ سپرده شد. سالهای 1368 تا 1372 دوران اوج فعالیت مطبوعاتی شهید آوینی است. آثار او در طی این دوره نیز موضوعات بسیار متنوعی را شامل میشود. هرچند آشنایی با سینما در طول مدتی بیش از ده سال مستندسازی و تجارب او در زمینهی کارگردانی مستند و به خصوص مونتاژ باعث شد که قبل از هرچیز به سینما بپردازد. ولی این مسئله موجب بیاعتنایی او نسبت به سایر هنرها نشد. او در کنار تالیف مقالات تئوریک درباره ماهیت سینما و نقد سینمای ایران و جهان، مقالات متعددی در مورد حقیقت هنر، هنر و عرفان، هنر جدید اعم از رمان، نقاشی، گرافیک و تئاتر، هنر دینی و سنتی، هنر انقلاب و... تالیف کرد که در ماهنامهی "سوره" به چاپ رسید. طی همین دوران در خصوص مبانی سیاسی. اعتقادی نظام اسلامی و ولایت فقیه، فرهنگ انقلاب در مواجهه با فرهنگ واحد جهانی و تهاجم فرهنگی غرب، غربزدگی و روشنفکری، تجدد و تحجر و موضوعات دیگر تفکر و تحقیق کرد و مقالاتی منتشر نمود. مجموعهی آثار شهید آوینی در این دوره هم از حیث کمیت، هم از جهت تنوع موضوعات و هم از نظر عمق معنا و اصالت تفکر و شیوایی بیان اعجابآور است. در حالی که سرچشمهی اصلی تفکر او به قرآن، نهجالبلاغه، کلمات معصومین علیهمالسلام و آثار و گفتار حضرت امام(ره) باز میگشت. با تفکر فلسفی غرب و آرا، و نظریات متفکران غربی نیز آشنایی داشت و با یقینی برآمده از نور حکمت، آنها را نقد و بررسی میکرد. او شناخت مبانی فلسفی و سیر تاریخی فرهنگ و تمدن جدید را از لوازم مقابله با تهاجم فرهنگی میدانست چرا که این شناخت زمینهی خروج از عالم غربی و غرب زدهی کنونی را فراهم میکند و به بسط و گسترش فرهنگ و تفکر الهی مدد میرساند. او بر این باور بود که با وقوع انقلاب اسلامی و ظهور انسان کاملی چون امام خمینی(ره) بشر وارد عهد تاریخی جدیدی شده است که آن را "عصر توبهی بشریت" مینامید. عصری که به انقلاب جهانی امام عصر(عج) و ظهور "دولت پایدار حق" منتهی خواهد شد."[1]
1:سايت مركز اطلاع رساني شهيد آويني،قسمت درباره شهيد آويني ،قسمت زندگينامه http://www.aviny.com/aviny/Biography.aspx
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 17:52 |
|
|
بسم رب الشهدا والصدیقین خدایا ظهور امام وآقا و ارباب ما حضرت مهدی(ع) را برسان آمین دستور العمل هاي هشتم،نهم،دهم و يازدهم از سلسله دستور العمل هایی که در قسمت "دستورالعمل ها " پايگاه اطلاع رساني آيت الله العظمي محمد تقي بهجت (ره) آمده که از دستور اول به ترتیب ذکر شده و در پايين ازدستور العمل هشتم تا آخر آورده شده است.
بسمه تعالی بسمه تعالی بسمه تعالی بسمه تعالی
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 22:21 |
|
|
بسم رب الشهدا والصدیقین خدایا ظهور امام وآقا و ارباب ما حضرت مهدی(ع) را برسان آمین دستور العمل های پنجم،ششم و هفتم از سلسله دستور العمل هایی که در قسمت "دستورالعمل ها " پايگاه اطلاع رساني آيت الله العظمي محمد تقي بهجت (ره) آمده که از دستور اول به ترتیب ذکر شده و در پايين دستور العمل پنجم،ششم و هفتم آورده شده است. "5. دستور العمل پنجمبسمه تعالی 6. دستور العمل ششمالعبد محمد تقی البهجه 7. دستور العمل هفتمبسمه تعالی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 15:37 |
|
|
بسم رب الشهدا والصدیقین خدایا ظهور امام وآقا و ارباب ما حضرت مهدی(ع) را برسان آمین فرا رسيدن سالروز شهادت خانم فاطمه زهرا(س) را خدمت امام عصر(عج)و تمام شيعيان و دوستاران اهل بيت(ع) تسليت مي گويم دستور العمل چهارم از سلسله دستور العمل هایی که در قسمت "دستورالعمل ها " پايگاه اطلاع رساني آيت الله العظمي محمد تقي بهجت (ره) آمده که از دستور اول به ترتیب ذکر شده و در پايين دستور العمل چهارم آورده شده "4. دستور العمل چهارم الأقل محمد تقی البهج |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 19:6 |
|
|
بسم رب الشهدا والصدیقین خدایا ظهور امام وآقا و ارباب ما حضرت مهدی(ع) را برسان آمین دستور العمل سوم از سلسله دستور العمل هایی که در قسمت "دستورالعمل ها " پايگاه اطلاع رساني آيت الله العظمي محمد تقي بهجت (ره) آمده که از دستور اول به ترتیب ذکر شده و در پايين دستور العمل سوم آورده شده است
"3. دستور العمل سوم بسمه تعالی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 20:20 |
|
|
بسم رب الشهدا والصدیقین خدایا ظهور امام وآقا و ارباب ما حضرت مهدی(ع) را برسان آمین دستور العمل دوم از دستور العمل هایی که در قسمت "دستورالعمل ها " پايگاه اطلاع رساني آيت الله العظمي محمد تقي بهجت (ره) آمده و در پايين دستور العمل دوم آورده شده است. یا حق التماس دعا "2. دستور العمل دوم مشهد ربیع الثانی 1420. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 20:4 |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
بسم الله الرحمان الرحیم
در ابتدا درود می فرستم بر حضرت محمد مصطفی(ص) و اهل بیت ایشان و بخصوص امام و سرورمان حضرت مهدی(عج) و به تمام بازدیدکنندگان سلام و خیر مقدم عرض میکنم وبلاگ اخلاق الهی در جهت بیان مسائل اخلاقی و عرفانی می باشد اهم فعالیت های این وبلاگ که برای رسیدن به آن تلاش میشود به قرار زیر است 1-بیان فضائل اخلاقی برای شناخت این فضایل و انجام انها2_بیان رذایل اخلاقی برای شناخت این رذایل و کوشش در جهت اجتناب از آنها3_طریقه سیر و سلوک4-و موارد دیگر (البته برای دیدن توضیحات بیشتر در خصوص وبلاگ به سخن نخست وبلاگ رجوع کنید) بیان نظرات و سخنان که از منابع بیان می شود و همچنین نظرات دوستان و تبلیغاتی که سایت بلاگفا در وبلاگ می گذارد و نیز اخبار و لوگوهای موجود در وبلاگ و پیوند های وبلاگ الزامابه معنای تایید بنده نیست در ضمن امار وبلاگ از زمان قرار دادن کد قالب امار در وبلاگ از شماره صفرمحاسبه شده است خداوندا در ظهور حضرت مهدی(ع) تعجیل فرما آمین |
| آرشیو موضوعی |
|
فضايل اخلاقي سيرو سلوك معرفی کتب اخلاقی و دینی حکایات اخلاقی عرفانی پرسش و پاسخ عرفانی اخلاقی سخنان علما و بزرگان احادیث و روایات دستور العمل های اخلاقی عرفانی عشاق سفر کرده |
|
RSS
|